کیمیای بیداری انسان درک این واقعیت است که هیچ، خالی نیست، سرشار است.
هستی وسیله ای است برای درک نیستی، برای درک فایده ی تهی.
کوزه را از گل می سازند ولی فایده ی کوزه در گل بودن آن نیست، در گل نبودنش است. فایده کوزه در تهی بودن درونش است، تا از آب پر شود. بدون تجربه گل بودن، فایده ی گل نبودن درک نمی شود. هستی وسیله ای ست تا هیچ و تهی را درک کنیم. مراقبه راه رسیدن به این درک است.
مراقبه جستجوی یک چیز نیست. مراقبه بودن در هیچ است. آن جایی که جستجو در اصل جستجوی بی جستجویی ست. آنجایی که جویندگی در واقع سکون است. مراقبه نیازمند آزمون و خطای فراوانی است. مسیر دشوار یک رهرو به سوی حقیقت، درک هیچ و خروج از منطق جستجوگر ذهن است.
مراقبه آنگونه که تو در ابتدای راه تجربه می کنی، مراقبه نیست؛ تنها راهی ست برای آنکه به عمق منطق جستجوگر ذهن خود آگاه شوی.

0 نظرات:
ارسال یک نظر